تبليغاتX
مترسک من
سیلااام عسیسی...
دس دسی و دس دسی دس دسی....
مبارک...
مبارک...
عیدتون مبارک
نماز روزه هاتون قبول
حالا ۱اپ به مناسبت این عید
ـ الو...الو...سلام!!!
ـ کسی اونجا نیست؟؟؟
ـ مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟
ـ پس چرا کسی جواب نمی ده؟
یهو ۱صدای مهربون!مثل اینکه صدای ۱فرشتس
ـ بله با کی کار داری کوچولو؟!
ـ خدا هست باهاش قرار دارم قول داده امشب جوابمو بده
ـ بگو من می شنوم
کودک متعجب پرسید:ـ مگه تو خدایی؟؟
ـ من با خدا کار دارم...
ـ هرچی می خوای به من بگو قول می دم به خدا بگم
با صدای بغض الودش گفت:ـ یعنی خدا منو دوست نداره؟؟
فرشته ساکت بود.بعد از مکس نه چندان طولانی:ـ نه خدا خیلی دوست داره.مگه کسی می تونه تو رو دوست نداشته باشه؟
بلور اشکی که تو چشاش حلقه زده بود با فشار بغض شکست و روی گونه اش غلتید و با همون بغض گفت:ـ اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه می کنم!!!
بعد از چند لحظه هیا هوی سکوت
   بگو...زیبا بگو...هر انچه را در دل کوچکت سنگینی می کند بگو...
دیگه بغض امانش نداد بلند بلند گریه کردو گفت:ـ خدا جون خدای مهربون خدای قشنگم می خواستم بهت بگم تو رو خدا نزار بزرگ بشم تو رو خدا...
   چرا؟ این مخالف تقدیر است.چرا دوست نداری بزرگ بشی؟
ـ اخه خدا من تو رو خیلی دوست دارم قد مامانم ۱۰تا دوست دارم...
ـ اگه بزرگ بشم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم...
ـ نکنه یادم بره ۱روزی بهت زنگ زدم...
ـ نکنه بادم بره هر شب باهات قرار داشتم...
ـ مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن؟!...
ـ مثل بقیه که بزرگن و فکر می کنن من الکی می گم با تو دوستم ...
ـ مگه ما باهم دوست نیستیم.... پس چرا کسی حرفامو باور نمی کنه....
 خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته...
ـ مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد؟؟؟؟؟
خدا پس از تمام شدن گریه های کودک:
   ادم محبوبترین مخلوقات من چه زود خاطراتش را به ازای بزرگ شدن فراموش میکند...کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب و غریب من رو از خودم
طلب می کردن تا تمام دنیا در دستشان جا می گرفت...
   کاش همه مثل تو مرا برای خودم و نه برای خودخواهیشان می خواستن.....
   دنیا برای تو کوچک است.بیاتا برای همیشه کودک بمانی و هرگز بزرگ نشوی..
کودک در کنار تلفن در حالی که لبخند به لب داشت در اغوش خدا به خواب رفت


(با تشکر ویژه از حسین اقا که زحمت  عکسارو کشیدن)
فعلا...

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 2:11 توسط مهناز |
خوفین عسیسااااااااا
به به به به.... اه... ببخشین همون به...
می بینم بوی ماه مهر به مشام می رسد!
با مدرسه چهطولین...
الان روز دوم ملدسهااااست
من یوخده دیر اومدم اخه سر گرم درس و... همون ماجرای خره و اینا شروع شده دیگه
من از این به بعد کمتر میام
ولی شماها من و یادتو ن نره هاااااااااااااا
من سر می زنم اگه نیومده باشین...
پس فعلااااا ما رفتیم

نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 16:32 توسط مهناز |
بعد ۱تاخیر بزلگ اخه کامپیوترم خراب شده بود
ولی حالا اومدم...
خوب از کجا شروع کنم
هان.... نه .....بله
از تصمیم جدید
نه
اول اینکه سمیرا از مدرسه نرفت و اومد ریاضی
حالا تصمیم جدید
من به اتفاق اقای پدر تصمیم گرفتیم از این به بعد یعنی از ۳شب پیشهر شب به جای اینکه تا ۳و۴بعد نصف شب پشت کامپیوترو اینترنت باشم بلیم....
دوچرخخخخخخخخه سوااااااااااااری
اینقد حال میده دیشبم چند نفر دیگه هم به ما پیوستند
شما هم خواستین بیاین
قرار ما هر شب ۱۱به بعد توی خیابونای یزد
کامپیوتر من این شکلی شده بود

حالا می خوام بعد امری مطلب بزارم
         ادم باید چه جوری باشه؟؟؟؟
اگه سربزیر و متفکر و توی خودش باشه. میگن:افسردگی داره. روانیه. سیماش قاطیه!
اگه بگو و بخند و شاد و شنگول باشه. میگن:جلفه. دلقکه. هجوه. سرخوشه!
اگه چاق و اضافه وزن داشته باشه. میگن:شکموئه. پرخوره. مال مفت خورده!
اگه لاغر و جمع جور باشه. میگن:کنسه. نخوره. حمال وارثه!
اگه از حقش دفاع کنه و زیر بار زور نره. میگن:جنجالیه. با همه دعوا داره. خروس جنگیه!
اگه از حقش بگذره و گذشت کنه. میگن:بی عرضه س. حیف نون و دست و پا چلفتیه!
اگه اهل تحقیقات و کتاب باشه. میگن:اینو واسه ما شده اقای مطالعه!
اگه با عیالات متحدش مشکلی نداشته باشه. میگن:زن ذلیله. زن نگرفته شوهر کرده!
اگه مرد سالارو حرف حرف خودش باشه. میگن:انگار کلفت اورده!
اگه دست به جیبش خوب باشه و به مردم کمک کنه. میگن:پول پارو میکنه و اهل بندو بسته!
اگه اهل بریزو بپاش و ولخرجی نباشه. میگن:پولاشو انبار میکنه. جون به عزرائیل نمی ده!
اگه زبون بازو متملق و چاخان باشه. میگن:معاشرتیه. فوق العاده س . دوست داشتنیه!
و بالخره اگه راست و درست و بی کلک باشه. میگن:هیچی نمی شه و به درد لای جرز دیوار می خوره!!!

 

نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 14:32 توسط مهناز |
متولدين زن اسفند ماه

جذابيت جز ء وجود دختري است كه در ماه اسفند متولد شده است و پي بردن به آن هم نيازي به خواندن كتب و مقالات ستاره شناسي ندارد. به موازات اين جذابيت نقاط ضعفي نيز در وي وجود دارد، اما آنچه كه در بدو امر نظر شما را به سوي خود جلب خواهد كرد، ظرافت و حالت زنانه غير انكار اوست.

زن متول اسفند ظرف عسلي است كه قدري فلفل به داخل آن ريخته شده است. براي زن متولد اسفند اين امكان بيش از پيش فراهم شده است تا در زير ظاهر بسيار جذاب خود گزندگي تندتري از فلفل پيدا كند.از سوي ديگر به جرات مي توان ادعا كرد كه زن متولد اسفند، به عنوان يك زن، از بسياري جهات بي نظير است. او نه تنها كسي نيست كه بخواهد بر مرد زندگي خود حكومت داشته باشد و چنين آرزويي حتي در اعماق قلب وي نيز وجود ندارد بلكه حاضر است با بردباري بي نظيري تمام خود خواهي هاي يك مرد را تحمل كند فقط به اين شرط كه به طور كامل مورد حمايت او قرار بگيرد.

 دختر متولد اسفند از سنين ميانسالي به بعد با تمام وجود خويش خواهان آن مي گردد كه سر ظريف خويش را روي شانه هاي پهن و قدرتمند مردي قرار بدهد و در پناه وي احساس كند كه مورد حمايت قرار مي گيرد و موانع و مشكلاتي كه بر سر راه وي قرار مي گيرند، يكي پس از ديگري به وسيله مرد محبوب خود از ميان برداشته مي شود.براي زن متولد اسفند مرد اعم از اينكه برادر باشد يا پدر، دوست باشد و يا شوهر، موجودي است كه مي تواند وسط حياط منزل بايستد و در حالي كه يك دست خود را به كمر زده است، با دست ديگر جلوي سنگ آسماني عظيمي را كه از كهكشان ها به سوي او پرتاب شده است. بگيرد.

شما يك چنين نظريه اي را با بردباري عجيب او در تحمل غرور خاص مردان مخلوط كنيد و مقداري هم گرمي و ذوق و شوق به آن اضافه كنيد و آن وقت پي خواهيد برد كه چرا دختري كه در ماه دوازدهم سال به دنيا آمده است، اين چنين مورد توجه مردهاست.محل زندگي ماهي درياست و دريا مركز نرمش و رمز و اسرار و زيبايي هاست و مرد شيفته اين زيبايي و رمز و اسرار وجود زن است.زن متولد اسفند در بهار مانند پرندگان سرشار از عشق و هيجان است. در تابستان لباس كوتاه را فراموش نمي كند و در پلاژها در كنار دريا جذاب ترين لباس زير را به تن دارد.

 در پاييز با اشتياق تمام در كنار شما به تماشاي مسابقه فوتبال( كه ممكن است هيچ چيز از آن نداند) مي نشيند و در حالي كه دست خود را براي گرم كردن به داخل جيب كت شما كرده است. مرتبا راجع به جريان بازي از شما سئوالاتي مي كند. و زمستان بسان يك دختر شاد و جذاب لباس اسپورت مي پوشد و به اين ترتيب در يكايك دقايق زندگي لحظه اي با ظرافت ها و جذابيت هاي زنانه فاصله پيدا نمي كند. بي جهت نيست كه گفته اند زن متولد اسفند كندو است و مردها هم زنبور عسل اين كندو هستند.ناراحت ترين مرد در جوار زن متولد اسفند احساس آرامش مي كنند. او آبي است كه بر روي آتش ريخته مي شود.

 پس از چند دقيقه گفت و گو مرد آشكارا درك مي كند كه به علت اشتباهات خود مورد سرزنش او قرار نمي گيرد و مشكلاتي را كه با آن ها مواجه مي باشد، ناجيز و غير قابل بحث مي شمارد،‌ از آن گذشته زن متولد اسفند هميشه ايمان راسخ دارد كه شكست هاي مرد زندگي او به علت ندانم كاري هاي ديگران است. او هرگز شوهر خود را مجبور نمي كند كه قدم هاي سريعتري در زندگي بردارد، موقعيت اجتماعي اين مرد،‌ هر چه كه باشد، براي او كافي و حتي بهترين است.پس از ازدواج ممكن است قدري به جان شما نق بزند، اين نق زدن ها گاهي حالت گوشه و كنايه هم پيدا مي كند،‌ در حالي كه شما هرگز نمي توانيد از خود عكس العملي نشان بدهيد زيرا جذابيت زن متولد اسفند حربه اي نيست كه مرد بتواند در مقابل آن مقاومت كند،‌ به علاوه فرض كنيم( آن هم بر فرض محال) كه از كوره در رفتيد و اوقات تلخي به راه انداختيد، خيال مي كنيد چه خواهد شد؟

 با نرمش خاص خود را در زير چتر حمايت شما قرار خواهد داد و لحظه اي با كمال تعجب مشاهده خواهيد كرد كه حريف با شما در يك جبهه قرار گرفته است و شما بر عليه موجودي كه ديگر وجود خارجي ندارد و نمي دانيد كيست و كجاست، داريد مي جنگيد.طبيعي است با برخوداري از يك چنين ظرافت هاي زنانه اي و با توجه به ضعفي كه مردها در مقابل آن دارند، زن متولد اسفند به راحتي مي تواند نقاط ضعف و معايب خويش را ازچشم مرد زندگي خود بپوشاند. صورت فلكي برج خوت دو عدد ماهي است كه در دو جهت مخالف در حال شنا كردن هستند، اين دو ماهي را هميشه درست شكل هم مي كشند.

 چه اشتباه بزرگي! به ستارههاي تشكيل دهنده اين برج در آسمان نگاه كنيد و به رأي العين ببينيد كه به هيچ وجه داراي تقارن نيستند. يكي از اين دو ماهي سمبل زيبايي و لطافت و آن ديگري سمبل نرمش و ظرافت است كه در دو جهت مختلف در حال شما مي باشند و به اين ترتيب براي او هميشه اين امكان وجود دارد كه بتواند با يك مانور سريع و ظريف خود را از مخمصه نجات بدهد، در حالي كه اين اماكان براي زنان متولد ماههاي ديگر اصلا وحود ندارد.او خيلي بيش از زن هاي ديگر حساس است و اگر رفتار شما بيش از حد تند و خشن باشد، نظام دلپذيري را كه طبيعت در نهاد وي به وديعه گذاشته است، به هم خواهد زد و آن وقت تبديل به موجودي بي هدف و عاطل و باطلي مي گردد كه ديگر نخواهيد دانست با او چه بايد بكنيد.

زن متولد اسفند جواهري است كه خيلي چيزها ممكن است او را ضايع بكند. مادران و پدران هم بايد مراقب اين حساسيت باشند، و اگر دختري دارند كه در دوازدهمين ماه سال متولد شده است،‌نبايد كاري كنند كه ماهي هاي صورت فلكي او از هم جدا شوند و در غير اين صورت او به زودي تبديل به موجود تنها و سرگشته اي خواهد شد كه بدون هيچ نوع هدف و منظوري در اقيانوس بزرگ زندگي به شنا خواهد پرداخت و لحظه اي از جستجو آن نيمه ديگر صورت فلكي خود كه از وي جدا شده است، باز نخواهد ايستاد.خوشبختانه بسياري از دختران متولد اسفند داراي نيروي فكري لازم براي جلوگيري از جدا شدن ماهي هاي صورت فلكي خود از يكديگر هستند و براي اين كار حداكثر بهره برداري ممكن را از ظرافت هاي زنانه خويش به عمل مي آورند.

در دو جهت قرار داشتن ماهي هاي صورت فلكي برج خوت موجب پيدايش خصوصيات ذاتي ديگري نيز در زنان متولد اين ماه مي گردد و آن اين است كه شما در نظر اول هرگز نمي توانيد متوجه هدفي كه اين زن در پي آن است، بشويد. او لحظه اي به اين سو مي لغزد و لحظه اي بعد ظريفانه در جهت عكس آن به حركت در مي آيد، براي صيد او تنها راه اين است كه بدانيد محل سكونت او كدام يك از ده تا رودخانه اي است كه به دريا مي ريزد. صيادان خوب مي دانند كه هر ماهي رودخانه اي براي خودش دارد.قبل از هر چيز اين را بايد بدانيد كه او بسيار باريك بين و دقيق است، شايد لازم باشد كه لغت ناقلا را نيز به باريك بيني اضافه كنم زيرا بسياري از كساني كه به دام دختران متولد اسفند افتاده اند، اصلا نمي توانند بگويند چطور اين واقعه رخ داده است.هيچ بعيد نيست كه شما در اين لحظه زن متولد اسفندي را مي شناسيد كه هر بار به ديدن او مي رويد با لبخندي به مراتب دلنشين تر از آنچه كه انتظار آن را داريد، از شما استقبال مي كند و اين فكر در سر شما وجود دارد كه روزي نام خانوادگي خود را شامل حال او نيز بكنيد. شما خيال مي كنيد كه او اصلا زيرك نيست، اما به احتمال خيلي زياد اشتباه مي كنيد.

آمار نشان مي دهد كه دختران ديگر موفق به پيدا كردن شوهر براي خود مي شوند و يا در بين زناني كه به علتي از همسران خود جدا شده اند و بعد هم تنها مانده اند، اقليت مطلق با كساني است كه در اين ماه متولد شده اند. اما خوب شما ممكن است اسم ديگري روي آن بگذريد، مثلا مي گوييد، شرم و جذابيت و هوش زنانه موجب مي شود كه ماهي ها عوض شكار شدن صيادان را به دام اندازند.اين زن سخت رؤيايي است، و با وجود آنكه ظاهرا كوچكترين اطلاعي از اصول تنظيم بودجه ندارد، خيلي خوب لباس مي پوشد، ميهماني مي دهد، كرايه خانه و اقساط لوازم قسطي را سر موعد مي پردازد، هداياي تولد شوهر و بچه هاي خود را فراموش نمي كند وخلاصه آخر كار كه نگاه مي كنيد، مي بينيد كه با پولي كه براي خرج منزل در اختيار وي گذاشته شده است، همه كارها را انجام داده است، در حالي كه شما حتي تصور آن را هم نمي كرده ايد. روابطي كه اين زن با ديگران برقرار مي كند، بدون شك در نوع خود منحصر به فرد است.

 از زن همسايه گرفته تا رفتگري كه ظرف زباله را مي برد، بقال سر كوچه، نفتي، بچه هاي محل، قصاب، روزنامه اي، و حتي صاحبخانه كه هر ماه براي گرفتن كرايه مراجعه مي كند،‌با او سلام و عليك بسيار دوستانه اي دارند. او عملا موجودي است كه هيچكس خود را دشمن وي نمي داند.سياره اين زن نپتون و مركب او باد صبا است، و دختر متولد اسفند سوار بر اين مركب هر لحظه به سويي ركاب كش است. او به گونه اي تعجب آور احساساتي است و وقتي قلبش شكسته مي شود، مثل سيل اشك مي ريزد و چنان نگاه مظلوم و سرزنش آميزي به شما مي اندازد كه گويي خرگوشي را به هنگام شير دادن به بچه هايش كشته ايد. دختر متولد اسفند گاهي اوقات دستخوش اين توهم مي گردد كه در اين دنياي پر آشوب فاقد هر نوع وسيله دفاعي و حفظ بقا مي باشد، در اثر يك چنين توهمي نااميدي سراسر وجود وي را در بر مي گيرد و وظيفه شما خواهد بود كه به وي بفهمانيد ذكاوت خارق العاده اي كه طبيعت به وي داده است و نيروي عجيبي كه در جلب نظر ديگران دارد، حربه هاي قاطعي مي باشند كه در دسترس او هستند و مي تواند با اتكاء به آن ها گليم خود را به مراتب راحت تر از ديگران از آب بيرون بكشد. مشكل ترين درسي كه اين دختر بايد در زندگي فرا بگيرد، فائق آمدن بر دودلي ها و خجول بودن است.

 اگر ترس به اعماق وجود او رخنه كند،‌ تمام روابط او را با دنياي خارج قطع مي سازد و آن وقت اين خطر وي را تهديد مي كند كه تمام عمر تنها بماند. هميشه از آن هراسناك است كه مورد تعدي و تجاوز ديگران قرار بگيرد و اين خود مي تواند سخت موجب ناراحتي اش بشود .اينجا و آنجا، دختر متولد اسفند طبيعت آسيب پذير خويش را زير سرپوش يك شخصيت متكي به خود پنهان مي سازد و اين مي رساند كه سخت از بي پناهي در اين دنيا هراسناك است و سخت از بي پناهي در اين دنيا هراسناك و پيوسته از آن بيم دارد كه اگر اسرار قلب رئوف خود را صادقانه جلوي كسي بازگو كند، مانند گرگ آن را هم بدرد، و شايد به همين دليل هم باشد كه بسياري از زنان شاعر متولد اين ماه سرايندگان اشعاري هستند كه دقيق ترين نكات عشقي در آن ها بيان شده است.

براي ايشان تنها كساني كه مي توانند مكنونات قلبي خود را بدون ترس و واهمه باز كنند، قلم و كاغذ است. حتي شجاع ترين دختران متولد اسفند نيز در دوستي با جنس مخالف از يك دودلي و ترس عظيم رنج مي برند. اين يك قدم به جلو آمدن ها يك قدم به عقب رفتن ها به كلي موجب سردرگمي و گيجي پسران اطراف او نيز مي گردد و روابط آنها بيش از پيش مغشوش مي شود.زن متولد اسفند از صميم قلب به كودكان خود عشق مي ورزد اما هرگز به ايشان اجازه نمي دهد به گوشه خاص شما قدم بگذارند.

 بخش بزرگي از قلب او از آن شما است و هيچ كس را ياراي دخول به آن نيست. او فرقي بين بچه هاي خود نمي گذارد اما به آنكه قدري زشت تر، ظعيف تر و شكننده تر است، اندكي بيشتر مي رسد. مادر متولد اسفند بدون شك بهترين مادر دنيا است، چون هيچ موجودي به اندازه او علت خجالت هاي پسر كوچولو و درد عظيم عشق هاي زودگذر دخترنوجوان خود را درك نمي كند. او حاضر است همه چيز زندگي خويش را فداي كودكان خود كند و مخصوصا سعي بر آن دارد كه مانع محروميت كشيدن ايشان از چيزهايي بشود كه خود در دوران كودكي از آنها محروم بوده است. گذشت و چشم پوشي او ممكن است قدري بيش از حد لزوم باشد.

 انضباط را به سختي مي تواند مرعي بدارد و اين نقطه ضغفي است كه گاهي اوقات تا حد بي توجهي پيش مي رود و موجب بدبار آوردن كودكان مي گردد. طبيعي است كه در يك چنين مواردي اين وظيفه پدر است كه نظم شديدتري نسبت به كودكان خود به موقع اجرا بگذارد. زن متولد اسفند ترجيح مي دهد كه شما نان آور خانواده باشيد و او زن خانه باقي بماند.

به كار شما كاري نخواهد داشت و به وي مربوط نيست كه از كجا پول در مي آوريد، و اگر از نظر مالي با مشكلي مواجه شديد، فقط وقتي به كمك شما خواهد آمد كه واقعا به بن بست رسيده باشيد. سر به هوايي او در خرج و دخل منزل را چندان جدي نگيريد زيرا همانطور كه گفته شد. تا آخر ماه كسري نخواهد آورد.شايد باور نكنيد، اما او پيوسته از نيروي عجيبي الهام مي گيرد. سياره نپتون لحظه اي چشم از او بر نمي دارد و هر وقت لازم باشد، با قدرت وارد عمل مي گردد و راه و چاه را به وي نشان مي دهد.

 هرگز روز تولد او، سالگرد ازدواج و يا محلي را كه از وي خواستگاري كرده ايد، فراموش نكنيد، زيرا او خيلي بيش از افراد نظير خود  است و احساساتي و پايبند به خصوصيات خاص خود مي باشد.

نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 0:9 توسط مهناز |
Player

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 1:53 توسط مهناز |
شلااااااااااااااااااااااااااااااااام
من برگشتم ۱برگشت بزلگ...دلم واستون ۱ذره شده بود...
بلاخره برگشتم و می خوام ۱اپ بزلگ داشته باشم...
حالا از کجا شروع کنم...
سفر...
بد نبود از اونجا که من سفر دوست ندارم فقط قسمتهایی که به من خوش گذشت و تعریف می کنم...
اولیش اینکه ویلای پلور نرفتیم اصلا از جادشم رد نشدیم دومیش اینکه ۱روز بیشتر تهران نموندیم و سومیش دوست شدن من با ۱گانگستر امریکایی که اصلیتش مال شمال بود... اصلا می خواین از اولش توضیح بدم؟
نه...
ولی من می گم دوست داشتی بخون...
روز ۴یا ۵ سفر بود که رسیدیم تنکابن ویلای نماینده ی بابام صبح رسیدیم ۱استراحت کوچولو کردیم و ناهار خوردیم و از اونجا که ویلاشون رو به دریا بود رفتیم تو ساحل استراحت کنیم... تو ساحل ۱مرد کچل کنار دوچرخش روی تخت جالبش دراز کشیده بود داشت موز می خورد اول همه مسخرش کردیم(می دونم کارمون خیلی زشت بود) بد از اونجا که باز من از دریا خوشم نمی یا وایسادم تو ساحل ولی بقیه همه پریدن تو دریا یهو دیدم خانوما زیاد جلو نرفتن رفتم گفتم چی شد گفتن مثل اینکه یکم که از ساحل دور می شی دریا گود می شه تا ۱تیکه طولانی باز می یاد بالا ۵بار این تکرار می شد از مردهامون ابی(ابراهیم) و فرشید و اقا فروتن رفتن ما هم از اونجا که اینهمه مدال و لوح و اینا از شنا داشتیم واسه کم نیاوردن گفتیم ما هم هستیم و رفتیم حالا مامان مهربان می گه نرو ابجی سهیل(سهیلا) میگه کوسه نخورتت... بلاخره هر جوری بود رفتیم وقتی رسیدم خیلی خسته شده بودم داشتم به خودم می گفتم چه خریتی کردم که یهو دیدم یارو کچله ببخشین اقا کچله بغلم وایساده بد درومد گفت افرین شنات عالی بود از همه اینی بهتر بود...
چرا خندیدین راست گفت اصلاهم هندونه نگذاشت...
بلاخره اینجوری گفت و رفت جلوتروقتی رفت اقا فروتن گفت این اقا اینجاییه ولی الان با داداشاش تو امریکا گانگستر ما گفتیم اووووووووووووووووو بد ۱نیگاه عقب کردم واسم دست تکون داد منم تکون دادم بد که برگشت گفت می خوای باهم بریم ساحل منم قبول کردم وقتی رسیدیم همه ازش تشکر کردن بد اونم به من نیگاه کرد گفت:she is beautiful. she is good swimerو... یخورده هندونه اره دیگه بد ۱المه باهم حرف زدیم و اینجوری دوست شدیم امیدوارم بازم ببینمش...
خوب اینم از سفر ما واسه امشب دیگه کافیه سرتون رو درد اوردم تا بد بای...

 

نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387ساعت 2:1 توسط مهناز |
شلام خوکشلا...
من دارم می رم ۱سفر اینقده بدم میاد از سفر اخه واسه چی ادم خونه گرم و نرمش و ول کنه پاشه بره سفر تازه چه سفری هرسال نوروز و تابستون مسیرت تهران-پلور باز تهران-پلور باز... تاززززززززززش با رانندگی بابایی من زیر سرعت ۲۰۰نمی دونه چیه...
خوب دیگه باید رفت...
ولی بابایی گفته امسال می ریم اردبیل (اب گرم) ۳سال پیش رفتم جای جالبی بود...
خوب دیگه باید برم امید وارم هم به من تو سفر هم به شما هرجا هستین خوش بزگره...
کوچولو...

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 21:37 توسط مهناز |
View Full Size Image
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 2:17 توسط مهناز |
سلام بچه ها...
می خوام ۱چیزی بگم که خیلی قشنگه بین من و خدام...
دیشب ساعت تقریبا ۱بود که اومدم ۲نفر از ادمایی که بهترین لحظه های زندگی من و به بدترین لحظه هام تبدیل کرده بودن اومدن بالا...
یه حرفایی زدن که خیلی ناراحت شدم یاد همه ی بدبختیام افتادم ولی منم کم نیاوردما جوابشون رو دادم ولی اونا من و یاد بدبختیایی انداختن که سعی می کردم بهشون نگاه نکنم...
تا ۴:۳۰ چتیدیم...
منم ناراحت و داغون دراز کشیده بودم که دیدم دارن اذان می دن گفتم پاشم نماز بخونم باز گفتم واسه چی مگه چی میشه من نماز بخونم...
اخه من اعتقاد ندارم یعنی می دونم خدا هست ولی میگفتم خدا صدا بنده هاشو نمی شنوه و گوش نمی ده می گفتم معجزه وجود نداره فقط نمازمو می خوندمو می گفتم بقیه چیزا هم چرته...
ولی پاشدم رفتم نماز اول وقتم و خوکشل خوندم بعد یاد قران افتادم با چشمای خیسم برداشتمشو بازش کردم ۱صفحه باز شد منم خوندم باورم نمی شد درست عین حقیقت بودهر چی گفت همه ی سوالام رو جواب داد...
با چشمای خیسم ۱حسی داشتم که نمی تونم بگم ...
خوشحالم که خدا هست اره حالا می گم هست می دونم هست...
حالا میگم خدای خوکشلم می شنوه... می فهمه...
ولی نمی دونم چرا بعضی وقتها...

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 2:4 توسط مهناز |
-هر دوتاشون فکر می کنن جامعه درکشون نمی کنه
-به دوتاشون اگه رو بدی پررو می شن
-هر دوشون می تونن ۲۰۰۰۰۰تومان رو در ۲ساعت خرج کنن
-هر دوشون با والدینشون دعوا و درگیری دارن
-مهمترین ویژگی هر دوشون تغییر شخصیتشونه
-دو تا شون در ضاهر دشمن خونی جنس مخالف هستند اما در باطن...
-دو تاشون از دروغ متنفرن اما هیچ وقت حرف راست نمی زنند!
-دو تاشون تا سن ۲۰سالگی ۳بار عاشق می شن و در عشق شکست می خورن!از ۲۰به بعد هم تو رویا سیر میکنن و تو ۴۰سالگی که تو رویا بیرون میان میبینن اطافشون ۵-۶تا بچه و بدبختی و بی پولی و... هستش واسه همین ایندفه می رن تو کما و سکته می زنن!!!
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 4:12 توسط مهناز |
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

matarsak00

مهناز

matarsak00

http://matarsak00.blogfa.com

مترسک من

مترسک من

مترسک من

شلام...
من مهناز متولد 17/12/71 از یزد ام از این که به من سرزدین میسی امیدوارم خوشتون بیاد خیلی ها مترسک رو دوست ندارن چون پرنده ها رو می ترسونه اما من دوستش دارم چون تنهایی رو درک می کنه

مترسک من

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog