تبليغاتX
مترسک من
شلااااااااااااااااااااااااااااااااام
من برگشتم ۱برگشت بزلگ...دلم واستون ۱ذره شده بود...
بلاخره برگشتم و می خوام ۱اپ بزلگ داشته باشم...
حالا از کجا شروع کنم...
سفر...
بد نبود از اونجا که من سفر دوست ندارم فقط قسمتهایی که به من خوش گذشت و تعریف می کنم...
اولیش اینکه ویلای پلور نرفتیم اصلا از جادشم رد نشدیم دومیش اینکه ۱روز بیشتر تهران نموندیم و سومیش دوست شدن من با ۱گانگستر امریکایی که اصلیتش مال شمال بود... اصلا می خواین از اولش توضیح بدم؟
نه...
ولی من می گم دوست داشتی بخون...
روز ۴یا ۵ سفر بود که رسیدیم تنکابن ویلای نماینده ی بابام صبح رسیدیم ۱استراحت کوچولو کردیم و ناهار خوردیم و از اونجا که ویلاشون رو به دریا بود رفتیم تو ساحل استراحت کنیم... تو ساحل ۱مرد کچل کنار دوچرخش روی تخت جالبش دراز کشیده بود داشت موز می خورد اول همه مسخرش کردیم(می دونم کارمون خیلی زشت بود) بد از اونجا که باز من از دریا خوشم نمی یا وایسادم تو ساحل ولی بقیه همه پریدن تو دریا یهو دیدم خانوما زیاد جلو نرفتن رفتم گفتم چی شد گفتن مثل اینکه یکم که از ساحل دور می شی دریا گود می شه تا ۱تیکه طولانی باز می یاد بالا ۵بار این تکرار می شد از مردهامون ابی(ابراهیم) و فرشید و اقا فروتن رفتن ما هم از اونجا که اینهمه مدال و لوح و اینا از شنا داشتیم واسه کم نیاوردن گفتیم ما هم هستیم و رفتیم حالا مامان مهربان می گه نرو ابجی سهیل(سهیلا) میگه کوسه نخورتت... بلاخره هر جوری بود رفتیم وقتی رسیدم خیلی خسته شده بودم داشتم به خودم می گفتم چه خریتی کردم که یهو دیدم یارو کچله ببخشین اقا کچله بغلم وایساده بد درومد گفت افرین شنات عالی بود از همه اینی بهتر بود...
چرا خندیدین راست گفت اصلاهم هندونه نگذاشت...
بلاخره اینجوری گفت و رفت جلوتروقتی رفت اقا فروتن گفت این اقا اینجاییه ولی الان با داداشاش تو امریکا گانگستر ما گفتیم اووووووووووووووووو بد ۱نیگاه عقب کردم واسم دست تکون داد منم تکون دادم بد که برگشت گفت می خوای باهم بریم ساحل منم قبول کردم وقتی رسیدیم همه ازش تشکر کردن بد اونم به من نیگاه کرد گفت:she is beautiful. she is good swimerو... یخورده هندونه اره دیگه بد ۱المه باهم حرف زدیم و اینجوری دوست شدیم امیدوارم بازم ببینمش...
خوب اینم از سفر ما واسه امشب دیگه کافیه سرتون رو درد اوردم تا بد بای...

 

نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387ساعت 2:1 توسط مهناز |
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

matarsak00

مهناز

matarsak00

http://matarsak00.blogfa.com

مترسک من

مترسک من - 1برگشت بزلگ....

مترسک من

شلام...
من مهناز متولد 17/12/71 از یزد ام از این که به من سرزدین میسی امیدوارم خوشتون بیاد خیلی ها مترسک رو دوست ندارن چون پرنده ها رو می ترسونه اما من دوستش دارم چون تنهایی رو درک می کنه

مترسک من

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog